آيا بسته به اينكه در چه مرحله اي از بيماري تب سه روزه با آن مواجه شده ايم سياست درماني ما مي تواند متفاوت باشد؟

براي پاسخ و قضاوت ، مواردي را عنوان مي نمايم كه اميد است با انتقادات و پيشنهادات خود ، ما را در دست يابي  به پاسخي مناسب رهنمون گرديد.

مورد اول:

گاو 5 ماه آبستني كه از صبح بي اشتهايي شده و شير بطور كامل قطع گرديده. هجوم مگس ها در سطح گله و بخصوص در اين دام زياداست . تورمي در غدد لنفي ديده نمي شود دماي بدن 40 درجه سانتي گراد و دام دچار سختي تنفسي با حركات تنفسي سينه اي و شكمي آشكار . رال هاي تنفسي در سمع ناحيه ريوي مسموع بوده و تعداد تپش هاي قلبي بالا است. ترشحات سروزي از بيني و تراوشات چشمي وجود دارد . مخاطات چشمي پرخون هستند.  نمونه از خون عمومي حاوي EDTA و غده لنفي اخذ جهت شمارش تفريقي و ارزيابي از نظر شيزونت تيلريا به آزمايشگاه ارسال كه نتايج زير بدست آمد .

Lym=30

Band=8

Nut=62

+Hyphochromia=3

-=Blood parazite

-=Shizont

Fibrinogen=1.1

WBC=15700

RBC=6900000

Hb=6.5

Hct=19

MCH=9.7

MCHC=33.3

MCV=28.2

نظر به حضور تب و شيوه بيماري تب سه روزه در گله و منطقه و نتايج آزمايشگاهي مبني بر رد تيلريوز ،اقدامات درماني بر مبناي بيماري تب سه روزه  با تزريق سرم دكستروز وريدي همراه فنيل بوتازون و اكسي تتراسيكلين بعمل آمد ولي كلسيم تزريق نگرديد . روز بعد اشتهاي دام به ميزان قابل توجهي برگشته بود و روز بعد نيز كاملا مرتفع شده بود .دام دچار سقط نيز نشد.

مورد دوم:

مخاط چشمي

دو روز بعد در  گله  فوق تليسه 1 ساله اي شب  دچار حالت اغما و زمين گيري شده  با خود درماني دامدار (كلسيم و ويتامين ها) تا حدودي وضعيت بهبود داشته تا اينكه صبح مجدداً دام  به پهلو زمين گير شده و صداي ناله  دارد. در معاينه باليني دماي بدن 5/38 ، داراي رال هاي تنفسي خفيف ، مخاطات چشمي پرخون. تپش قلبي عادي است و در تلاش بر بلند كردن دام  حالت عدم تعادل مشهود است كه با عقب بردن سر حالت اپيستوتونوس مشهود تر مي شود. اقدام به اخذ خون عمومي جهت شمارش تفريقي شد.

نتايج آزمايشگاهي:

Eos=4

Band=7

Lym=48

Nut=41

Hypochromia=2+

Blood parazite= -

اقدامات درماني بر مبناي تب سه روزه با همان سياست درماني اكسي +دكستروزو فنيل بوتازون انجام كه 3 ساعت بعد دام برخاسته و حالت عادي داشت. 

مورد سوم:

در روستايي كه تب سه روزه از 4 روز پيش در دامها مشاهده شده در يك واحد دامي آن روستا گاوي 6 ماه آبستن  كه از دو روز پيش بي اشتها بوده  در معاينه باليني امروز  دچار افسردگي ، بي اشتهايي ، ترشحات موكوسي حاوي لخته هاي خوني در اسهال است . مخاطات نسبتاً پرخون و تورمي در غدد لنفي احساس نمي شود . دام دچار لنگشي در اندام حركتي قدامي سمت چپ بوده كه در ملامسه آن از ناحيه مفصل قلمي به بالاتر پاسخي حاكي از حضور درد را دارد. شير كاهش داشته و حضور لخته هاي شيري حاكي از روند اورام پستان است. خون عمومي وفروتي غده لنفي اخذ و جهت شمارش تفريقي ارسال گرديد. نتايج آزمايشگاهي : غده لنفي از نظر شيزونت تيلريا منفي؛ Band=8 , Nut=54, Lym=38 ,  .اقدامات درماني با توجه به شيوع تب سه روزه و نتايج آزمايشگاهي دال بر حضور يك لوكوسيتوز با انحراف به چپ بر مبناي تب سه روزه انجام كه شامل دكستروز+اكسي+ فنيل بوتازون بود. روز بعد دام زمين گير شده و اشتها هنوز كم بود در معاينه باليني دماي بدن 9/37 و دام حالت كلاپس نشان مي داد . اقدام به تزريق وريدي كلسيم بروگلونات در سرم رينگر گرديد . وضع عمومي دام در پايان تزريق بهبود يافته و عصر آن روز برخاسته بود.

در توصيه هاي درماني منابع علمي براي بيماري تب سه روزه بر تركيبات ضد التهابي  غير استروئيدي  و كلسيم بروگلوكنات تاكيد گرديده  ولي نكته اي كه  با توجه موارد مشاهده شده ديده مي شود توصيه من اين است كه در مرحله تب (40) و اول بيماري از تزريق  كلسيم (واسطه تب) به منظور پرهيز از تشديد تب اجتناب شده ولي در مرحل بعدي  آن (مرحله سختي عضلاني و لنگش و مرحله بهبودي)كه تب در حد 39-38 است كلسيم به درمان اضافه گردد.